سمیه
سوزنم بودی میان کاه دانبعد این گشتن به دست کار دانمی شدی پیدا ولی افسوس که توتو خودت گم کرده ای گیجی بدانیاس بوی عنبری آورده بودخوش درخشید روبروی ناودانهای من او از تو می نالید و گفتگل به فصل است ای روانی ، نادان۸۹/۱/۲۱
سمیه به معنی صدای خوش
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۹/۰۱/۲۱ ساعت 20:53 توسط احسان حبیبی فرد
|
خواستم از این طریق نوشته هامو به همه نشون بدم و البته از پیشنهاد ها و انتقاد های سازنده هم استفاده کنم