گه گداری دو سه خطی به خودم می آیم

که چه بودم ، چه می خواستم را

از سر زاده شدن تا مردن

به چه نامی در نما فاش کنند

 

گه گداری در درون می شکنم

به دو صد آه که خاموش شدند

که مرا بنده ترین بنده ی عشق

به چه نامی در نما فاش کنند