گه گداری
گه گداری دو سه خطی به خودم می آیم
که چه بودم ، چه می خواستم را
از سر زاده شدن تا مردن
به چه نامی در نما فاش کنند
گه گداری در درون می شکنم
به دو صد آه که خاموش شدند
که مرا بنده ترین بنده ی عشق
به چه نامی در نما فاش کنند
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۱۰/۱۳ ساعت 0:43 توسط احسان حبیبی فرد
|
خواستم از این طریق نوشته هامو به همه نشون بدم و البته از پیشنهاد ها و انتقاد های سازنده هم استفاده کنم